درباره وبلاگ


باسلام خدمت شما بازدیدکنندگان گرانقدر. ازاینکه وبلاگ من را برای تحقیق و مقاله های خود انتخاب کرده اید ممنونم. لطفا برای دسترسی راحتر به مطالب به بخش موضوعات مراجعه فرمایید. برای اطلاع اززمان بروز شدن وبلاگ به خبرنامه ان مراجعه فرمایید تا علاوه بر آن مطالبی برای شماارسال گردد که در وبلاگ منتشر نمیشود. لطفا برای بهبود کار ما و امیدوار کردن ما برای ادامه کار نظر ارسال فرمایید. باتشکر-امیررضا قربانی،مدیریت وبلاگ تحقیق ها
آرشيو وبلاگ
تحقیق ومقاله
هرآنچه می خواهید
دوشنبه 13 خرداد 1392 :: 15:21 ::  نويسنده : tahghighha

 

ستارگان اجرامی هستند آسمانی که دارای منبع انرژی بوده (به سه صورت انرژی گرانشی ، حرارتی و هسته‌ای) و این انرژی را با تابش خود بصورت امواج الکترومغناطیسی خرج می‌کند (از امواج رادیویی تا اشعه گاما).

 

مقدمه

بطور کلی ستارگان دارای مراحل مختلف جنینی ، کودکی و جوانی و پیری هستند. پس از اکتشاف برابری جرم و انرژی توسط انیشتین ، دانشمندان تشخیص دادند، که کلیه ستارگان باید تغییر و تحول یابند. هر ستاره هنگامی که نور (انرژی) پخش می‌کند، مقداری از ماده خویش را مصرف می‌کند. ستارگان همیشگی نیستند، روزی به دنیا آمده‌اند و روزی هم از دنیا خواهند رفت. ستارگان گویهای بزرگی از گاز بسیار گرم هستند که بواسطه نورشان می‌درخشند.

در سطح دمای آنها هزاران درجه است و در داخل دمایشان بسیار بیشتر است. در این دماها ماده نمی‌تواند به صورتهای جامد یا مایع وجود داشته باشد. گازهایی که ستارگان را تشکیل می‌دهند بسیار غلیظتر از گازهایی هستند که معمولا بر سطح زمین وجود دارند. چگالی فوق العاده زیاد آنها در نتیجه فشارهای عظیمی است که در درون آنها وجود دارد. ستارگان در فضا حرکت می‌کنند، اما حرکت آنها به آسانی مشهود نیست. در یک سال هیچ تغییری را در وضعیت نسبی آنها نمی‌توان ردیابی کرد، حتی در هزار سال نیز حرکت قابل ملاحظه‌ای در آنها مشهود نمی‌افتد. 

 

img/daneshnameh_up/5/5c/stars2.jpg




نقش و الگوی آنها در حال حاضر کم و بیش دقیقا همان است که در هزار سال پیش بود. این ثبات ظاهری در نتیجه فاصله عظیمی است که میان ما و آنها وجود دارد. با این فواصل چندین هزار سال طول خواهد کشید تا تغییر قابل ملاحظه‌ای در نقش ستارگان پدید آید. این ثبات ظاهری مکان ستارگان موجب شده است که نام متداول (ثوابت) به آنها اطلاق شود. اختر فیزیکدانان بر این باورند که در بعضی کهکشانها ، از جمله کهکشان راه شیری ، ستارگان نوزاد بسیاری در حال تولد هستند، افزون بر آن که پژوهشگران اظهار می‌دارند تکامل ، تخریب و محصول نهایی یک ستاره ، به جرم آن بستگی دارد. در واقع سرنوشت نهایی ستاره که تا چه مرحله‌ای از پیشرفت خواهد رسید با جرم ستاره ارتباط مستقیم دارد. 

نحوه تشکیل ستاره

گوی آتشین مورد نظر در نظریه انفجار بزرگ ، حاوی هیدروژن و هلیوم بود، که در اثر انفجار بصورت گازها و گرد و غباری در فضا بصورت پلاسمای فضایی متشکل از ذرات بسیاری از جمله الکترونها ، پروتونها ، نوترونها و نیز مقداری یونهای هلیوم به بیرون تراوش می‌کند. با گذشت زمان و تراکم ماده دربرخی سحابیها شکل می‌گیرند. این مواد متراکم رشد کرده و توده‌های عظیم گازی را بوجود می‌آورند که تحت عنوان پیش ستاره‌ها معروفند و با گذشت زمان به ستاره مبدل می‌شوند. بسیاری از این توده‌ها در اثر نیروی گرانش و گریز از مرکز بزرگ و کوچک می‌شوند، که اگر نیروی گرانش غالب باشد، رمبش و فرو ریزش ستاره مطرح می‌شود و اگر نیروی گریز از مرکز غالب شود، احتمال تلاشی ستاره و شکل گیری اقمار و سیارات می‌رود. 

مقیاس قدری

همه ستارگان به شش طبقه روشنایی که قدر نامیده می‌شود، تقسیم شده‌اند. روشنترین ستارگان دارای قدر اول و کم نورترین ستارگان که توسط چشم غیر مسلح قابل روءیت بودند به عنوان ستارگان قدر ششم و بقیه ستارگان داراب قدرهای بین 16 - 1 هستند. قدر یک ستاره عبارت است از: سنجش لگاریتمی از روشنایی ستارگان ، اگر قدر یک ستاره را با m نمایش دهیم، داریم:
 

(قدر ظاهری) 2.5logL + Cte = m-


که مقدار ثابت Cte همان صفر مقیاس قدری است. 

 

img/daneshnameh_up/f/fd/C3-21-C043.jpg

 

روشنایی ستاره

مقدار انرژی تابیده شده از ستاره به واحد سطح زمین را روشنایی یک ستاره می‌نامند. مقدار ثابت (صفر مقدار قدری) را طوری انتخاب می‌کنند که قدر ستاره α چنگ رومی (Vega) برابر صفر شود. علامت منفی در فرمول نشان می‌دهد که قدر روشنایی ستاره بالا باشد، دارای قدر پایین خواهد بود. 

رنگ ستارگان

هر وسیله‌ای که برای آشکارسازی نور بکار می‌رود دارای حساسیت طیفی است. مثل چشم انسان که اولین وسیله‌ای است برای آشکارسازی نور و حساسیت چشم برای نورهای مختلف یکسان نیست. هر وسیله دیگری هم که برای اندازه گیری نور بکار می‌رود مثل فیلمهای عکاسیبرای نورهای با طول موجهای متفاوت ، دارای حساسیت یکسان نیست. پس روشنایی یک جسم بستگی به نوع وسیله اندازه گیری شده دارد. بر این اساس قدرهای مختلفی داریم، که یکی از آنها قدر دیدگانی و دیگری قدر عکسبرداری می‌باشد. 

طیف ستارگان

هنگام مطالعه طیف ستارگان (یا همان بررسی کیفی ستارگان) مشاهده می‌شود که اختلاف فاحشی بین ستارگان وجود دارد. از آنجایی که وجود هر خط سیاه در طیف ستاره بیانگر وجود یک عنصر شیمیایی ویژه در اتمسفر آن ستاره است، شاید به نظر می‌رسد که علت اختلاف در طیف ستارگان بخاطر اختلاف در مواد شیمیایی سازنده ستارگان باشد. ولی در نهایت چنین نیست، بلکه علت اختلاف طیف ستارگان دمای ستارگان می‌باشد. چون ستارگان دارای دماهای متفاوتی هستند، طیف آنها نیز متفاوت است. 
 

img/daneshnameh_up/a/a5/C3-21-A093.jpg

 

اندازه گیری دمای ستارگان

در مورد ستارگان امکان اندازه گیری دمای جنبشی (دمایی که توسط دماسنج اندازه گیری می‌شود) وجود ندارد. زیرا نمی‌توانیم ترمومتر را در قسمتهای مختلف ستاره قرار داده و این دما را اندازه گیری کنیم. از طرفی لایه‌های مختلف ستاره دارای دماهای مساوی هستند و هر چه از لایه‌های خارجی به طرف لایه‌های داخلی حرکت کنیم دما افزایش می‌یابد. بنابراین تعریف دمای منحصر به فردی که مربوط به هر لایه از ستاره باشد غیر ممکن است. 

اندازه گیری فراوانی عناصر در ستارگان

در حالت کلی مشاهده خطوط طیفی مربوط به یک عنصر در طیف یک ستاره دلیل بر وجود آن عنصر در اتمسفر این ستاره است و برعکس این ممکن نیست. یعنی عدم حضور خطوط طیفی یک عنصر در طیف یک ستاره دلالت بر عدم وجود آن عنصر در اتمسفر ستاره را ندارد، زیرا علاوه بر حضور یک عنصر لازم است، شرایط فیزیکی (دما و فشار) برای تشکیل خطوط طیفی آن عنصر برقرار باشد، تا بتوانیم خطوط طیفی آن عنصر را مشاهده کنیم. با توجه به اینکه شدت خطوط جذبی بستگی به فراوانی آن عنصر دارد، بنابراین می‌توانیم از روی شدت خطوط طیفی ، فراوانی عناصر را در ستارگان تعیین کنیم. 

جرم ستارگان

اطلاعات مربوط به جرم ستارگان از مسائل بسیار مهم به شمار می‌رود. تنها راهی که برای تخمین جرم یک ستاره در دست داریم آن است که حرکت جسم دیگری را که بر گرد آن دوران می‌کند مورد مطالعه قرار دهیم. ولی فاصله عظیمی که ما را از ستارگان جدا می‌کند، مانع آن است که بتوانیم سیارات متعلق به همه آنها را ببینیم و حرکت آنها را مورد مطالعه قرار دهیم. عده زیادی ستاره موجود است که جفت جفت زندگی می‌کنند و آنها را منظومه‌های مزدوج یا دو ستاره‌ای می‌نامند. در چنین حالات بایستی حرکت نسبی هر یک از دو ستاره مزدوج مستقیما مطالعه شود، تا از روی دوره گردش آنها جرم نسبی هر یک بدست آید. در حضور ارتباط میان جرم و نورانیت ستارگان ، نخستین بار بوسیله سرآرتورادینگتون اظهار شد که نورانیت ستاره‌ها تابع معینی از جرم آنها است، و این نورانیت با زیاد شدن جرم به سرعت ترقی می‌کند. 

منابع انرژی ستارگان

برای هر ستاره‌ای سه منبع انرژی را می‌توان نام برد که عبارتند از:
 

انرژی پتانسیل گرانشی

می‌توان فرض کرد که خورشید یا ستارگان در حال تراکم تدریجی هستند و بدین وسیله انرژی پتانسیل گرانشی خود را بصورت انرژی الکترومغناطیسی به محیط اطراف تابش می‌کنند. 

انرژی حرارتی

می‌توان فرض کرد که ستارگان و خورشید اجرام بسیار داغ آفریده شده‌اند و با تابش خود به محیط اطراف در حال سرد شدن هستند. 

انرژی هسته‌ای

می توان فرض کرد که در ستارگان هسته‌های سبکتر همجوشی کرده و انرژی آزاد شده در این همجوشی منبع انرژی ستارگان را تأمین می‌کند، یا می‌توان فرض کرد که در ستارگان هسته‌های سنگینتر از طریق واپاشی به هسته‌های سبکتر تبدیل شده و انرژی آزاد شده از این واپاشیها انرژی ستارگان را تأمین می‌کند. 
 

img/daneshnameh_up/c/c1/C3-21-A095.jpg

 

مرگ ستارگان

سه طریق برای مرگ ستارگان وجود دارد. ستارگانی که جرم آنها کمتر از 1.4 برابر جرم خورشید است. این ستارگان در نهایت به کوتوله‌های سفید تبدیل می‌شوند. ستارگانی که جرم آنها بیشتر از 1.4 برابر جرم خورشید است، در نهایت به ستارگان نوترونی و به سیاه چاله‌ها تبدیل خواهند شد. دیر یا زود سوخت هسته ای ستارگان به پایان رسیده و در این صورت ستاره با تراکم خود انرژی گرانشی غالب آمده و این تراکم (رمبش) تا تبدیل شدن الکترونهای آزاد ستاره به الکترونهای دژنره ادامه پیدا می‌کند، که در این صورت ستاره به یک ستاره کوتوله سفید تبدیل شده است. برخی از ستارگان از طریق انفجارهای ابرنواختری به ستارگان نوترونی تبدیل می‌شوند. ستارگانی که بیشتر از 1.4 و کمتر از سه برابر جرم خورشید دارند، به ستاره نوترونی تبدیل شده و آنهایی بیشتر از سه برابر جرم خورشید دارند، عاقبت به سیاه چاله تبدیل می‌شوند. سیاه چاله آخرین مرحله مرگ ستاره می‌باشد. 



دوشنبه 13 خرداد 1392 :: 15:17 ::  نويسنده : tahghighha

 

مفاهیم اولیه

شهابواره‌ها اجرامی هستند که در فضای بین سیاره‌ای در حال گردشند و ممکن است با زمین برخورد کنند. هنگامیکه با سرعت 1170 کیلومتر در ساعت وارد بخش بالایی اتمسفر می‌شوند، تبدیل به شهاب می‌شوند و در ارتفاع بین 110 و 70 کلیومتری دنباله‌ای نورانی از خود باقی می گذارند. وقتی این اجرام به زمین می رسند ، شهاب سنگ نامیده می شوند. مطالعه این شهاب سنگها اطلا عات ارزشمندی درباره نحوه تشکیل آنها ، مواد تشکیل دهنده و تاریخ جهان در اختیار دانشمندان قرار می دهد. چون شهابها احتمالا بقایای فعالیتهایی هستند که در ابتدا جهان ما را شکل بخشید. 

ساختمان شهاب سنگها

علوم اختر شناسی ، زیست شیمی و زمین شناسی به مطالعه شهاب سنگها می‌پردازند. مطالعات نشان می‌دهد که شهاب سنگها انواع مختلف دارند:
 

  • نوع سنگی که شامل سیلیکاتها می‌باشد.
  • نوع فلزی که از آهن و نیکل تشکیل شده است.
  • نوع سنگی - فلزی که مخلوطی از سنگ و فلز است.


 

img/daneshnameh_up/7/76/HD_209458_art_260.jpg





بیشتر سنگهای فوق کندریتها هستند ، که دارای کندرول می‌باشند و گویچه‌هایی با چند میلیمتر قطر ، که منشأ معدنی آنها معلوم نیست و در بردارنده دانه‌های اولیوین و پیروکسین هستند. کندریتها طبق میزان تغییرات آب و تغییرات دمایشان پیش از رسیدن به زمین تقسیم بندی می‌شوند. کندریتهای کربن دار از نظر زیست اختر شناسان بیشترین اهمیت را دارند. در این کندریتها کربن یافت می‌شود که ترکیب آن سومین مشخصه کندریتهاست.

این نوع کندریتها حدود 5 درصد شهاب سنگها را تشکیل می‌دهند. در قرن نوزدهم مطالعات سنگهای حامل کندریتهای کربن دار نشان داد که دارای هیدروکربنهایی هستند، شبیه هیدروکربنهای کروجنkerogen ، که ماده جامدی است که در منابع نفت نظیر سنگ نفت یافت می‌شود. بین سالهای 1950 و 1970 ، «هارولد اوری» ، برنده جایزه نوبل شیمی ، یک رشته تجزیه‌های شیمیایی و ایزوتوپی انجام داد که وجود ترکیبات بودار را که قطعا منشأ فرازمینی دارند، تأیید کرد. 

نحوه تشکیل شهاب سنگها

اغلب شهاب سنگها از سیارکها ناشی می شوند (که بعضی از آنها ممکن است به قطر صد تا چهار صد کیلومتر رسیده باشند) که بعدا خرد شده و یا در اثر برخورد با اجرام دیگر قسمتی از آنها سائیده شده باشد. مثلا شهاب سنگ واکاموارتا در اثر برخورد سیاره‌ای کوچک که بخشی از آن مذاب بوده و فعالیتهای آتشفشانی داشته است و سیاره کوچک دیگری با هسته فلزی بوجود آمده است. در نهایت خرده پاره‌های هر دو سرد شده و بصورت مخلوطی از مواد معدنی در آمده است که نیم آن سنگی و نیمی فلزی است. این نوع کمیاب «مزوسیدریت» نامیده می‌شود. 

اسید آمینه در شهاب سنگها

«جان کرونین» ، پژوهشگر دانشگاه آریزونا ، با مطالعه شهاب سنگ مارکیسون که در سال 1969 در استرالیا سقوط کرد، به این نتیجه رسید که در ساختمان آن اسیدهای آمینه وجود دارد. در ساختمان شهاب سنگها اشکال گوناگونی از کربن نظیر گرافیت ، سیلیکان کارباید و الماس یافت شد. کرونین 74 نوع اسید آمینه مختلف ، 87 هیدروکربن بودار ، 140 ترکیب چربی دار ، 10 مولکول قطبی و از همه مهمتر 5 پایه نیتروژنی که درDNA وRNA یافت می شود، در شهاب سنگها کشف کرده است.

از بیست نوع اسید آمینه یافت شده ، هشت مورد از آنها در ساخت پروتئین در حیات زمینی دخیل هستند، نظیر گلیسرین ، آلانین ، والین و لوسین. کرونین مواد اولیه این اسید آمینه‌ها را نیز یافته است که موادی چون کربوکسامیدها هستند. به گفته او با اندکی تلاش می‌توان از مولکولهای بین ستاره‌ای اسید آمینه بدست آورد و مواد اولیه بین ستاره‌ای آنهاست که برای ساختن ترکیبات آلی یافت شده در شهاب سنگها لازم می‌باشد. 

مواد بین ستاره‌ای در شهاب سنگها

جدول زیر نشان دهنده مواد اولیه بین ستاره‌ای (ترکیبات یافت شده در شهاب سنگها) و پلیمر های بیولوژیکی که مبنای حیات را تشکیل می‌دهند، است:
 

پلیمرهای بیولوژیکی آیا در شهاب سنگها یافت می‌شوند؟ مواد اولیه تشکیل دهنده حیات مواد اولیه  
پروتئین بلی اسیدهای آمینه RCHO , HCN , NH3 , H2O  
اسید نوکلئیکها بلی پیورین‌ها HCN , H2O  
اسید نوکلئیکها بلی پیریمیدینها HCN , H2O , CHCCN  
اسید نوکلئیکها خیر ریبوزها H2CO  
غشاها (پوسته‌ها) بلی فسفاتها PN.CP  
غشاها(پوسته‌ها) بلی اسیدهای چرب پلیینها و مولکولهای چند حلقه‌ای بودار PAH (Polycyclic aromatic hydrocarbons)

 

اندازه شهاب سنگها

بر طبق برآوردهای اخیر ، هر روز 10،000 تن شهاب سنگ به زمین می‌رسد. بیشتر این جرمها فوق العاده ریزند، بطوری که جو زمین به هنگام عبورشان هیچگونه تأثیر خاصی بر آنها نمی‌گذارند. این ذرات احتمالاً دست نخورده به زمین می‌رسند. حداکثر بعد آنها یک صدم سانتیمتر است. با ماهواره‌های مخصوص می‌توان این ذرات را ، به هنگام عبور از فضا ، جمع آوری کرد. این ذرات کوچک و تقریباً غیر قابل ادراک را شهاب سنگهای کوچک یا شهاب سنگهای ریز می‌نامند. 

 

عکس پیدا نشد





پس از آنها به شهاب سنگهایی بر می‌خوریم که حداکثر بعد آنها یک سانتیمتر است. ذراتی که هنگام عبور از جو زمین ، روشنایی ایجاد می‌کنند، از همین نوع شهاب سنگها هستند. شهاب سنگهای بزرگتر به ندرت وارد جو زمین می‌شوند، اما در صورت ورود به جو زمین ، خطوط نورانی‌تری تولید می‌کنند. همینطور که اثرهای نوری چشمگیرتر می‌شوند، اثرهای صوتی نیز رفته رفته به وقوع می‌پیوندد. شهابسنگهای به وزن 4.5 کیلوگرم یا بیشتر در ضمن عبور از جو ، کاملاً از هم نمی‌پاشند و قطعه‌های کوجک ولی قابل شناخت آنها به سطح زمین می‌رسند.

اثرهای نوری و صوتی این قبیل شهاب سنگها از تولید ترس خفیف همراه با از جا پریدن تا وحشت شدید متفاوتند. گذار شهابسنگهای بزرگ در زیر خط پرواز آنها ممکن است یک آتشگوی فرا درخشان و موجهای ضربه‌ای شدید بوجود آورد. دیده شده است که شهاب سنگهای برنده سریع السیر ، چون تبر شاخه‌های درختان را قطع می‌کنند. شهاب سنگها ، سطحهای سختی چون پشت بامها را بدون ایجاد ترک بوضوح سوراخ کرده‌اند و از لایه‌های یخ استخرها و دریاها و سقفهای فلزی اتومبیل گذشته‌اند. 



دوشنبه 13 خرداد 1392 :: 15:15 ::  نويسنده : tahghighha

 

مقدمه

تماشاگران آسمان در قدیم فقط پنج ستاره را می شناختند و تنها پس از کشف تصادفی سیاره اورانوس توسط هرشل در سال 1781 میلادی بود که ستاره شناسان جستجوی سیارات دیگر را آغاز کردند. با این حال اولین سیارک کشف تلسکوپی دیگری بود که بطور اتفاقی در اول ژانویه 1801 توسط جوزیه پیاتسی(1826-1746) انجام شد. این سیارک ، که نوع آنها را گاهی سیاره وچک نیز می‌نامند، در همان موقع سرس نامگذاری شد. اندکی بعد سیارکهای بیشتری کشف شدند، ولی معلوم شد که سرس با قطر 995 کیلومتر (592 مایل) بزرگترن آنهاست. در مواقع معینی با آگاهی از مکان دقیق سرس ، این سیارک را می‌توان بدون تلسکوپ بصورت گذرا رؤیت کرد. 



img/daneshnameh_up/1/19/ceres1.jpg


سیارکهای شناخته شده

تا کنون هزاران سیارک شناخته و نامگذاری شده‌اند. اکثر آنها بر روی کمربندی که کمربند یا منطقه سیارکها نامیده می‌شود به دور خورشید در گردش هستند. این کمربند بین مریخ و مشتری قرار دارد. با وجود این برخی از سیارکهای کوچک به قطر یک کیلومتر (یک مایل) و یا در این حدود ، دارای مدارهایی با خروج از مرکز بزرگ هستند. سیارکهای دارای این نوع مدار به داخل مدار مریخ نیز کشانده می‌شوند. برخی از سیارکها حتی به داخل مدارهای زمین ، زهره و عطارد نیز نفوذ می‌کنند. یکی از این سیارکها ایکاروس نام دارد. این نام از یک شخصیت افسانه‌ای یونان گرفته شده است. این فرد به نزدیک خورشید پرواز کرد و در نتیجه بالهای مصنوعی‌اش ذوب گردید. 

بزرگترین سیارک منظومه شمسی

بزرگترین سیارک منظومه شمسی سرس با قطر حدود 960 کیلومتر است. این اولین سیارکی بود که در منظومه شمسیکشف شد . سرس در حال حاضر از قدر 9 در صورت فلکی میزان قرار دارد. برای پیدا کردن آن ستاره قدر چهارم گاما – میزان را در آسمان پیدا کنید. از آن به سمت جنوب حرکت کنید تا به ستاره سه تایی زتا – میزان برسید و به اندازه نصف این فاصله ادامه دهید تا به سیارک سرس برسید.

در ناحیه‌ای از آسمان که سرس قرار دارد ستاره دیگری جلب توجه نمی‌کند و می‌توان آن را با یک نگاه تیز تشخیص داد. با مشاهده آن در روزهای متوالی می‌توانید متوجه حرکت آن در زمینه آسمان شوید. برای اینکه مطمئن شوید می‌توانید از سرس و ستارگان اطراف طراحی کنید و چند روز بعد همین کار را انجام دهید و طراحیهای خود را باهم مقایسه کنید. وستا درخشانترین سیارک منظومه شمسی است. این سیارک چهارمین سیارکی بود که کشف شد. اولبرس در سال 1807 میلادی این سیارک درخشان را کشف کرد. جالب آنکه در حالت مقابله امکان مشاهده وستا با چشم غیر مسلح وجود دارد. قطر آن 530 کیلومتر است. 

سیارکهای برخوردی با زمین

در گذشته سیارکهای کوچکی با زمین برخورد کرده‌اند. حفره شهابسنگی بزرگ در آریزونا در اثر چنین برخوردی ایجاد شده است. تخمین زده می شود که حدود 50000 سیارک در اطراف خورشید در گردشند. بیشتر این سیارکها تکه سنگهای کوچک هستند. بعضی از آنها شکل نامنظمی دارند و حداقل یکی از آنها به نام کتور به صورت یک شی دوقلو است (ستاره دوتایی). اطلاعات بیشتر درباره سیارکها از مأموریتهای فضایی آینده بدست خواهد آمد. 

هایابوسا و ارمغانی از سرزمین سیارکها

در فاصله 3/1 واحد نجومی از زمین سیارکی قرار دارد که اکنون کانون توجه جامعه علمی است. این سیارک ایتوکاوا نام دارد و میزبان فضاپیمای ژاپنی هایابوسا بوده است. به جرأت می‌توان گفت که پروژه هایابوسا یکی از مهمترین برنامه‌های فضایی است که در صورت موفقیت می‌تواند مقداری از مواد سطح سیارک ایتوکوا (25143) را در اختیار دانشمندان قرار دهد. فضاپیمای مزبور در تاریخ 19 اردیبهشت 1382 به فضا پرتاب شد و اکنون در نزدیکی سیارک ایتوکاواست.

25 نوامبر 2005 - ساعت 7:30 دقیقه بامداد به وقت ژاپن فضاپیمای هایابوسا برای مدت کوتاهی با سیارک فوق از نزدیک ملاقات کرد. این فضاپیما توانست با نهایت دقت در محلی که از قبل پیش بینی شده بود (دریای موسس) خود را با سطح سیارک مماس کند، موقعی که هایابوسا به فاصله جند متری از سطح سیارک رسید گوی فلزی تانتالیوم 5 گرمی خود را به سطح سیارک با سرعت 300 متر بر ثانیه شلیک کرد. در کسری از ثانیه (0.2) گلوله با سطح برخورد کرده و به دنبال آن مقدار قابل توجهی گرد و غبار به محیط اطراف پراکنده شد. بخشی از این مواد توسط سیستم جمع آوری تمام خود کار هایابوسا جمع آوری و وارد محفظه اصلی آن گردید.

یوشیرو کاواگوچی یکی از مسئولین عالی رتبه سازمان 
کاوشهای فضایی ژاپن ( JAXA) اعلام داشت که با وجود مشکلاتی که در حین مأموریت بوجود آمد و علی‌رغم قطع ارتباط فضاپیما ، عملیات نمونه برداری از سیارک به خوبی صورت گرفته است و ذرات برداشته شده از سیارک در نهایت امنیت قرار دارد. اکنون هایابوسا آماده بازگشت به زمین است و تمامی مواد جمع آوری شده به کپسول اصلی آن الحاق پیدا کرده ، به گفته مسئولین JAXA قرار است در ماه دسامبر و یا در ماه ژوئن 2007 این کپسول به زمین برسد و این کپسول نمونه‌ها در منطقه دور افتاده در حوالی جنوب استرالیا با کمک چتر نجات بر سطح زمین فرود آید. 



دوشنبه 13 خرداد 1392 :: 15:11 ::  نويسنده : tahghighha

 

ستاره های دنباله دار

ستاره های دنباله دار

دنباله‌دار faye را می‌توانید در سال 2006 در آسمان ببینید.

 

 

ستارگان دنباله‌دار بر خلاف اسمشان به هیچ وجه ستاره و منبع تولید انرژی نیستند و نامگذاریشان فقط به دلیل شکل ظاهریشان است که مثل ستاره‌ای هستند که دنباله‌ای داشته باشد، به طوری که واژه comet از کلمه یونانی kometes به معنی مو و سر گرفته شده است.

این ستارگان جابجا شونده با وجود چهره تماشاییشان که به سرعت تغییر می‌کند و کاملاً غیرمتناوب و نامنظم به نظر می‌رسد، نشانی از ترس و خرافات بوده اند و مردم ظهور ستارگان دنباله‌دار را علامتی از اتفاقی بزرگ و ناخوشایند می‌دانستند.

دنباله‌دارها از جمله اجرامى هستند که در طول تاریخ چندان محبوب نبوده‌اند. در واقع در فرهنگ بسیارى از ملت‌ها آن را پدیده‌اى شوم و نفرت‌انگیز مى‌دانستند: اعتقادى که هنوز هم طرفدارانى دارد. به نظر بسیارى از منجمان آماتور «دنباله‌دارها خیلى زیبا هستند. آنها فقط مدت کمى میهمان آسمانند با این حال، دیدن آنها بسیار هیجان انگیز است.» اما نظر شکسپیر در مورد آنها چندان شبیه این گفته‌ها نیست: «دنباله‌دار خبر از تغییر ایام و دولت‌ها مى‌دهد.» تا مدت‌ها دنباله‌دارها پیام‌هایى از سوى خدایان به حساب مى‌آمدند. پیام‌هایى که حاوى خشم و غضب آنان بر زمینیان گناهکار بود. به هر روى ظهور دنباله‌دارها در طول تاریخ تاثیرى شگرف بر زندگى آدمیان داشته؛ کودکانى را قربانى کرده و باعث برافتادن حکومت‌ها شده است. کم کم این پیام‌هاى غضبناک آسمانى جاى خود را به عقاید جدیدتر دادند. نظراتى مبنى بر اینکه دنباله‌دارها پدیده هایى مربوط به جو هستند و در داخل اتمسفر زمین ایجاد مى‌شوند. آنها عجیب‌تر از رعد و برق و توفان‌ها به نظر مى‌رسیدند و به همان میزان ـ و بلکه بیشتر- ترسناک و مخاطره‌آمیز بودند.

سال‌ها طول کشید تا سرانجام در قرن هفدهم تلاش‌هاى ادموند هالى نشان داد دنباله‌دارها اجرامى سماوى‌اند. اگرچه آنها با سیارات و ستارگان بسیار متفاوت هستند، اما همچون سیارات در مدارهایى به دور خورشید مى‌گردند. مدارهایى که معمولاً بیضوى، سهموى یا هذلولى هستند. این نوع مدار باعث مى‌شود تا فاصله دنباله‌دار از خورشید در نقطه اوج مدارى‌اش بسیار دور شود.

کشف دنباله‌دارها تاثیر بسیار زیادى بر روى علوم مختلف و به خصوص ستاره‌شناسى گذاشت. محاسبه دقیق مدار دنباله‌دارها بهانه‌اى مناسب براى کشف روش‌هاى نوین ریاضى بود. همچنین به بهانه یافتن دنباله‌دارهاى جدید نقشه‌هاى دقیقى از آسمان تهیه شد. فهرست اجرام غیرستاره‌اى که مشهورترین آنها مسیه نام دارد و متعلق به ستاره‌شناسى فرانسوى است نیز به سبب اشتباه نگرفتن این اجرام با دنباله‌دارهاى تازه پدید آمده است. کشف سیارات جدید نیز از الطاف حاشیه‌اى دنباله‌دارها است. «هرشل» تا مدت‌ها سیاره اورانوس (نخستین سیاره در دوران جدید) را دنباله‌دارى نوظهور فرض مى‌کرد.

به هر جهت، دنباله‌دارها برخلاف تاثیرى که از لحاظ خرافات بر روى زندگى زمینیان گذاشتند، عامل تحولى شگرف در علم نوین بوده‌اند. کشف دنباله‌دار اما کار ساده‌اى نبوده است. در دوران جدید براى یافتن یک دنباله دار، باید رصدگر بسیار ماهرى باشید، تمامى آسمان را به خوبى بشناسید و کمترین تغییرى را نادیده نگیرید. دیدن یک جرم بسیار کم نور و شبح‌گون در میان خیل عظیم ستارگان آسمان کار راحتى نیست. اما داستان کشف دنباله‌دارها به پایان نرسیده است. اگر رصدگر دقیقى باشید، این احتمال وجود دارد که شما هم روزى موفق به کشف یک دنباله‌دار شوید.

 

دنباله‌دار چیست ؟

 

دنباله‌دارها کره‌هایی از گاز و غبار هستند. هنگامی که این کره‌ی منجمد به خورشید نزدیک می‌شود، در اثر تصعید گازها و غبارها، هاله‌ای مه آلود در اطراف جسم اصلی دنباله‌دار (هسته) و دمی بلند در اطراف آن تشکیل می‌دهند.

 

معمولاً هر دنباله‌دار از سه بخش تشکیل شده است:

  1. هسته : با قطر چند کیلومتر (که به طور مستقیم قابل مشاهده نیست) و کره‌ای از یخ و گازهای منجمد است.
  2. گیسو : یک توده کروی از گاز است که هسته دنباله‌دار را احاطه می‌کند و حدود یک میلیون کیلومتر طول دارد. گیسو از بخار آب،‌گاز دی اکسیدکربن، آمونیاک، غبار و گازهای طبیعی دیگر که از هسته جامد متصاعد شده، تشکیل شده است. گیسو و هسته سر یک دنباله‌دار را تشکیل می‌دهند.
  3. دنباله : برای یک دنباله‌دار دو نوع دنباله تشخیص داده شده است :
    • دنباله گرد و غبار که در انعکاس نور خورشید، زرد کمرنگ دیده می‌شود و همان طیف خورشید را دارد.
    •  دنباله پلاسما یا گازی، که به دلیل وجود مونوکسید کربن یونیزه (co+) آبی دیده می‌شود. طول دنباله ممکن است به صدها میلیون کیلومتر برسد.
       

در انیمیشن زیر می‌توانید ببنید که وقتی که دنباله‌دار به خورشید نزدیک می‌شود یخ‌های آن شروع به تصعید شدن می‌کنند و همین باعث می‌شود که دمی بلند در اطراف دنباله‌دار تشکیل شود.

 

 

مدار دنباله‌دارها

 

در قرن هفدهم، با کارهای اساسی کپلر، نیوتون و هالی مشخص شد که حرکت‌های عجیب دنباله‌دارها از همان قوانین حرکت سیارات پیروی می‌کنند. هالی با ادامه‌ی کار موفق شد دوره‌ی تناوب و مدار دنباله‌دار درخشانی را که بعدها به نام خودش معروف شد تعیین کند و مشخص شد که این همان دنباله‌داری است که از سال‌ها قبل از میلاد به طور تقریباً منظمی با دوره‌ی تناوب ۷۶سال رصد می‌شده است.

مدار بیشتر دنباله‌دارها بیضی بسیار کشیده (با خروج از مرکز بیشتر از ۰/۹) است. مدار بعضی دیگر سهموی و یا هذلولی است که دنباله‌دارهای غیرمتناوب محسوب می‌شوند. گاهی از اوقات ممکن است مدار دنباله‌دار به دلیل گرانش سیارات بزرگی مثل مشتری تغییر کند. مثلاً گرانش شدید موجب تکه تکه شدن دنباله‌دار شود. (مثل دنباله دار شومیکرـ لوی ۹) در سال ۱۵۳۸ میلادی یک پزشک به نام Jerome Frascator متوجه شد که دنباله‌ی دنباله‌دارها در خلاف جهت خورشید قرار دارد. در قرن هفدهم کپلر علت آن را فشار باد خورشیدی مطرح کرد.

دنباله‌دار فقط وقتی که به خورشید نزدیک است روشن می‌شود (به حالت بخار در می‌آید) و در دورترین نقطه مدار تاریک است (کاملاً غیرقابل رؤیت). بادهای خورشیدی دنباله را به سمت دورتر از خورشید می‌رانند.

بعضی دنباله‌دارها یا به خورشید برخورد می‌کنند و یا چنان نزدیک می‌شوند که منفجر می‌شوند این دنباله‌دارها خورشید خراش (Sungrazers) نامیده می‌شوند.

در انیمیشن زیر می‌توانید مدار یک دنباله‌دار را ببنید.

 

 

منشأ دنباله‌دارها کجاست ؟

 

 در سال ۱۹۵۰ یک اخترشناس هلندی به نام یان اورت با مطالعه‌ی آماری چهل و شش دنباله‌دار بلند دوره (با دوره تناوب بیش از ۲۰۰ سال) متوجه شد که این دنباله‌دارها از تمام جهات به سوی خورشید می‌آیند، بنابر این منبعشان باید کره‌ای پیرامون خورشید باشد و از آنجایی که مدار این دنباله‌دارها بسیار کشیده است پس این کره می‌بایست دور باشد. او این موضوع را مطرح کرد که خرده سیارات باقیمانده از سحابی اولیه منظومه شمسی منشا دنباله‌دارها است. با محاسبات انجام شده این منطقه (که امروزه اَبر اورت نامیده می‌شود) باید در فاصله۲۰۰۰۰ تا۱۰۰۰۰۰ واحد نجومی باشد. شاید تعداد دنباله‌دارهای ابر اورت به دو تریلیون برسد.

اما دنباله‌دارهای کوتاه دوره، تقریباً در صفحه‌ی منظومه‌ی شمسی حرکت می‌کنند. پس منبع آنها نمی‌تواند ابر اورت باشد. اخترشناسان منبع آنها را قرصی مسطح در ورای مدار نپتون (۳۵ تا۴۰ واحد نجومی) می‌دانند که ممکن است تا فاصله ۱۰۰ واحد نجومی گسترده شده باشد. جمعیت این کمربند چند صد میلیون تخمین زده می‌شود. حدود ده سال پیش (۱۹۹۲ میلادی) دو اخترشناس سیاره‌ای از دانشگاه هاروارد موفق به کشف ۲۰ عضو از اجرام این کمربند (کمربند کویی پر) شدند.

 

چرا دنباله دارها مهم هستند؟

 

چندى پیش ناسا در ماموریتى چندصد میلیون دلارى فضاپیمایى را به سوى دنباله‌دارى فرستاد. این فضاپیما که «برخورد عمیق» (Deep Impact) نام داشت، اطلاعات متحیرکننده‌اى براى زمین مخابره کرد. اما اطلاعاتى که ما در دنباله‌دارها مى‌یابیم چیست: شاید مهمترین آنها تاریخچه جایى است که در آن زندگى مى‌کنیم. دنباله‌دارها از ابتداى منظومه شمسى تا به حال دست نخورده و یخ زده باقى مانده‌اند. ما در زمین و سیارات اطرافمان به دلیل وجود فرسایش زیاد، کمتر اثرى از دوران اولیه منظومه شمسى مى‌یابیم. دنباله‌دارها اما همچون مومیایى این آثار را در خود حفظ کرده‌اند. با مطالعه دقیق آنها مى‌توان به عناصر و شرایط آن هنگام دست یافت. بر پایه برخى نظریه‌هاى معتبر ممکن است عناصر تشکیل دهنده حیات توسط دنباله‌دارها به زمین آورده شده باشد.

براى آماتورها هم دنباله‌دارها سرشار از اطلاعات ارزشمند است. آنها امیدوارند قبل از ظهور و نورانى شدن یک دنباله‌دار ویژگى‌هاى آن را پیش‌بینى کنند. اینکه چه شکلى دارد، درخشندگى آن چه اندازه است، آیا دنباله دارد و این دنباله تا چه اندازه امتداد مى‌یابد. دنباله‌دارهایى که در نهایت به درون خورشید مى‌افتند نیز مهم هستند؛ خورشیدخراش‌ها مى‌توانند اطلاعات ارزشمندى در مورد جو خورشید در اختیارمان قرار دهند. مطالعه واکنش خورشید در این برخوردها نیز بسیار جذاب است.

 

دنباله‌دار هالی :

 

دنباله‌دار هالی یک دنباله‌دار دوره‌ای ، متشکل از گاز منجمد و غبار است، که به دور خورشید می‌گردد. هالی برای اولین بار در 240 قبل از میلاد در چین ثبت شد. اما ادموند هالی اولین کسی بود که دوره‌ای بودن آن را تشخیص داد. آخرین بار در 1986 دیده شد و بار دیگر در 2061 مشاهده خواهد شد. از آن جایی که دنباله‌دار هالی تحت تاثیر نیروی گرانشی سیارات برجیس و کیوان قرار دارد، لذا دوره گردش آن دقیقاً ثابت نیست و بین 74 تا 78 سال به درازا می‌کشد. اما تقریباً می‌توان آن را 76 سال دانست. وقتی که زمین از مدار هالی (هر سال دوبار) می‌گذرد. رگبار شهاب اتا اکواریدس و اریونیدس اتفاق می‌افتد.

دنباله‌دار هالی را می‌توانید در سال 2061 میلادی دوباره در آسمان ببینید.

 

 

 

دنباله‌دار شومیکرلوی 9 (SHOEMAKER-LEVY9) :

شومیکرلوی 9 (SL-9) یک دنباله‌دار با دوره تناوب کوتاه است که توسط زوج کارولین شومیکر و دیوید لوی کشف شد. وقتی دنباله‌دار به مشتری بسیار نزدیک شد نیروهای جاذبه‌ای مشتری بخشی از آن را از آن جدا کردند و قطعات جدا شده آن در طی 6 روز در ماه جولای 1994 به مشتری اصابت کردند که اشتعال بزرگ اتمسفر مشتری از زمین دیده می‌شد.



دوشنبه 13 خرداد 1392 :: 15:07 ::  نويسنده : tahghighha

 

* زندگی فرازمینی 

 تلسکوپ کک هاوایی در نهایت توانست از میان دریایی از اجرام شناور در فضا همزادی برای سیاره زمین بیابد، سیاره ای که می تواند بستری مناسب برای شکل گیری حیات باشد. اخترشناسان موفق به کشف سیاره ای شبه زمینی با ابعادی برابر ابعاد زمین در منطقه ای قابل سکونت از فضا شده اند که احتمال وجود آب مایع در آن وجود داشته و می توان به عنوان جهانی قابل سکونت بر روی آن مطالعه کرد.

گروهی از شکارچیان سیاره ای در دانشگاه کالیفرنیا، این جهان ناشناخته را در مدار جرم کوتوله سرخی به نام گیلیس 581 در فاصله 20 سال نوری از زمین یافته اند. سیاره در منطقه امن یا قابل سکونت فضای موجود در اطراف ستاره ای قرار گرفته که حرارت آن برای شکل گیری آب مایع نه چندان داغ و نه چندان سرد است. 

به گفته استیون ووت یکی از اخترشناسان تیم یابنده، این یافته گزینه ای بسیار قابل قبول و قابل توجه از سیاره های قابل سکونت به شمار می رود و سرعت بالای دانشمندان در ردیابی و مشاهده آن در نزدیکی زمین نشان می دهد سیاره های اینچنینی در اطراف زمین فراوانند.

این یافته ها تایید می کنند سیاره جدید در میان سیاره های شبه زمینی که تا به حال در میان سامانه های ستاره ای دیگر کشف شده بیشترین شباهت را به زمین داشته و در میان گزینه های موجود برترین گزینه در میان مناطق قابل سکونت به شمار می رود.

تا کنون بیش از 400 سیاره فراخورشیدی توسط اخترشناسان کشف شده است که بیشتر آنها توده های عظیم گازی مشابه مشتری هستند که همانطور که می دانید برای شکل گیری حیات بستری مناسب به حساب نمی آیند. اخترشناسان برای مطالعه بر روی حرکات گیلیس 581 در بیشترین جزئیات ممکن از تلسکوپ کک در هاوایی استفاده کردند و با استفاده از اطلاعات فروسرخ به دست آمده از رصدهای این تلسکوپ توانستند حضور تعدادی سیاره در مدار این جرم کیهانی را مشاهده کنند.

یکی از این سیاره ها گیلیس 581g   نام داشته و جرم آن سه یا چهار برابر زمین بوده مدار کامل ستاره اش را 34 روزه طی می کند. اخترشناسان بر این باورند این سیاره سنگی به اندازه ای نیروی گرانش دارد که زمینه شکل گیری اتمسفر در آن وجود داشته باشد.

گیلیس 581g   برخلاف دیگر سیاره های کشف شده در منطقه ای از فضا قرار گرفته که امکان شکل گیری حیات در آن وجود دارد. یک سوی این سیاره مانند ماه زمین که همیشه یک سوی آن رو به زمین دارد، رو به سوی ستاره خود دارد، این به آن معنی است که سوی دیگر سیاره همیشه در تاریکی است و از این رو قابل سکونت ترین منطقه در این سیاره مرز میان تاریکی و روشنایی آن خواهد بود. میانگین حرارت بر روی سیاره جدید در حدود منفی 31 تا منفی 12 درجه سلسیوس تخمین زده شده است اما حرارت سطح آن می تواند در بخشهای تاریک به حد انجماد و در بخشهای روشن به شدت داغ باشد.

پخش برنامه های تلویزیونی 20 سال پیش زمین در تلویزیونهای فضاییها!

اخترشناسان می گویند سیاره سنگی شبه زمینی که به تازگی کشف شده از ظرفیت وجود حیات هوشمند برخوردار است و این فرصت مناسبی برای زمینیان است تا برخی از برنامه های تلویزیونی متعلق به دو دهه پیش خود را برای همتاهای بیگانه خود ارسال کنند. در صورتی که حیاتی در این سیاره که در فاصله 20 سال نوری از زمین قرار گرفته وجود داشته باشد احتمالا اکنون ساکنان این سیاره در حال تماشای برنامه های تلویزیونی و شنیدن برنامه های رادیویی هستند که 20 سال پیش بر روی زمین تولید شده اند.

سیاره گیلیس 581g   اولین جهان شبه زمینی در منطقه قابل سکونت از جهان است، منطقه ای که حرارت سیاره ها امکان شکل گیری آب مایع را بر روی سطح سیاره به وجود خواهد آورد و کاشفان این سیاره اطمینان دارند می توان بر روی آن گونه ای از حیات را کشف کرد.

به گفته استیون ووگ اخترشناس و فیزیک اخترشناس دانشگاه کالیفرنیا با در نظر گرفتن میل طبیعی حیات برای فراگیر بودن و نمو کردن در هرجایی می توان 100 درصد اطمینان داشت که بر روی این سیاره حیات وجود دارد. وی می گوید تقریبا در این باره هیچ تردیدی ندارد.

از آنجایی که سیگنالهای رادیو و تلویزیون با سرعتی برابر سرعت نور حرکت می کنند، سیگنالهایی که انسانها 20 سال پیش منتشر کرده اند، اکنون به سیاره جدید خواهد رسید در حالی که تا کنون هیچ سیگنالی از این سیاره به زمین نرسیده است.

  "ست شوستاک" از پروژه بزرگ SETI   (جستجوی هوش فرازمینی) که در آن از بشقابهای بزرگ ماهواره ای برای تحت نظر گرفتن آسمانها استفاده می شود تا هر نوع مخابره از سوی حیاتهای بیگانه را ردیابی کند، می گوید تیمش هنوز موفق نشده اند سیگنال یا پیامی را از سیاره گیلیس 581g   دریافت کند.

بر اساس گزارش تلگراف، به گفته تیم SETI   با وجود اینکه موجودات ساکن این سیاره در حال دریافت بسیاری از برنامه های تلویزیونی دو دهه پیش زمین هستند، احتمالا به دلیل حساس نبودن کافی گیرنده هایشان توانایی دریافت کردن مقداری از سیگنالها را ندارند. به همین دلیل سیگنالها مختل شده و در فضا گم می شوند. از این رو برای درک هر نوع پیامی که شاید موجودات بیگانه برای زمینیان مخابره کنند باید ابزارهای عظیمتر ساخته شوند تا بتوان به جستجوی این نوسانات سیگنالی پرداخت. 

کشف معدنی از سیاره های شبه زمینی در جهان

دانشمندان می گویند در جهان معدنی عظیم از سیاره های شبه زمینی و بیگانه وجود دارد، به طوریکه از میان هر چهار ستاره شبه خورشیدی، یکی سیاره ای به اندازه زمین دارد که در مداری نزدیک به ستاره در حرکت است.

بر اساس این مطالعه جدید شاید سیاره هایی که ابعاد آنها در محدوده 5 تا 30 برابر زمین است به هیچ وجه در جهان کمیاب نباشند، فرضیه ای که می تواند با مدلهای پیشین سیاره ای به مقابله برخیزد. این یافته ها همچنین نشان می دهند سامانه های خورشیدی مشابه سامانه خورشیدی زمین به همراه سیاره های شبه زمینی نیز می توانند در جهان هستی پدیده های بسیار رایجی باشند.

اخترشناسان با استفاده از تلسکوپ قدرتمند کک در هاوایی به مدت پنج سال دو دسته ستاره ای به نامهایG   و K   را در فاصله 80 سال نوری از زمین مورد مطالعه قرار دادند. ستاره زمین مشهورترین و شناخته شده ترین نمونه از ستاره های زرد رنگ دسته G   است در حالیکه کوتوله های دسته K   ستاره های زرد-نارنجی و کوچکتری هستند به طور کلی در این مطالعه 5 ساله 166 نمونه از این ستاره ها مورد بررسی قرار گرفتند.

محققان کوچکترین تغییراتی که به واسطه حرکت سیاره هایی در ابعاد 3 تا هزار برابر زمین که در مداری نزدیک به ستاره، در سطح ستاره ها به وجود می آمد را بررسی کرده و تخمین زدند در حدود 1.6 درصد از ستاره های شبه خورشیدی در نمونه های انتخابی دارای سیاره هایی به اندازه سیاره مشتری هستند در حالیکه 12 درصد از این ستاره ها از سیاره هایی سه تا 10 برابر زمین برخوردار هستند.

این یافته نشان دهنده روند رو به رشد حضور سیاره های کوچکتر است و به این شکل سیاره هایی در ابعاد نپتون یا کوچکتر، نسبت به سیاره های عظیمی مانند ژوپیتر در سامانه های خورشیدی فراوانی بیشتری دارند.

برای قابل لمس تر شدن این موضوع اخترشناسان در دانشگاه کالیفرنیا برکلی اعلام کردند از میان 100 ستاره شبه خورشیدی، یک یا دو ستاره از سیاره هایی به اندازه مشتری برخوردارند، 6 ستاره سیاره های به اندازه نپتون دارند و 12 ستاره سیاره هایی در ابعاد سه تا 12 برابر زمین را در مدار خود حفظ کرده اند. همچنین در صورتی که سیاره های شبه زمینی با ابعادی نیم برابر یا دو برابر را مورد توجه قرار دهیم، برای هر 100 ستاره می توان 23 سیاره با ویژگی های گفته شده یافت.

به گفته اخترشناسان یافته جدید بر خلاف مدلهای رایج سیاره ای بوده و می تواند دیدگاه انسان را نسبت به چگونگی شکل گیری سیاره ها متحول کند.

بر اساس یافته های جدید اخترشناسان پیش بینی می کنند تلسکوپ کپلر ناسا که به منظور رصد 156 هزار جرم کم نور آغاز شده است، قادر خواهد بود 120 تا 260 جهان خاکی و شبه زمینی که در مدار 10 هزار ستاره دسته G  و K در گردش اند را رصد کند.

بر اساس گزارش ان بی سی، از سویی دیگر از آنجایی که اخترشناسان تنها قادرند سیاره هایی که در نزدیک ستاره های شبه خورشیدی در حرکتند را ردیابی کنند، احتمال وجود سیاره های شبه زمینی در فواصلی دور دست تر افزایش پیدا می کند، فواصلی که منطقه قابل سکونت، قلمروی در فاصله مشابه زمین از خورشید، نیز بخشی از آنها است.



جمعه 16 فروردین 1392 :: 21:02 ::  نويسنده : tahghighha

 

مقدمه

نهمین سیاره منظومه شمسی ، پلوتون (سیاره تنها) در سال 1930میلادی توسط کلاید تامباو از طریق عکسبرداریهای متوالی کشف شد. مقایسه عکسهای یک ناحیه ثابت از آسمان در شبهای مختلف نشان می‌داد که این اجرام آسمانی طی یک فاصله زمانی معین ، نسبت به ستارگان زمینه تغییر مکان می‌دهد. از همین رو وجود آن به عنوان یک سیاره جدید ، تأیید شد. 

 

img/daneshnameh_up/2/29/C56_image001FFFF.jpg
New Horizons

 

آیا پلوتون سیاره است؟

رسما بله. وقتی پلوتون در سال 1930 میلادی کشف شد، اتحادیه بین المللی اخترشناسی ، آن را به عنوان "سیاره" شناسایی کرد. به رغم مباحثات اخیر ، این جرم آسمانی هنوز رسما در طبقه بندی جدیدی جای نگرفته است. معیارهای اساسی شناسایی یک سیاره را می‌توان به این شرح خلاصه کرد: هر جرم آسمانی که (مستقیما) گرد ستاره‌ای حرکت کند، ستاره یا شبه ستاره نباشد و آنقدر بزرگ باشد که گرانش خود آن ، موجب شود که شکل کروی داشته باشد، سیاره است. پلوتون هر سه شرط را برآورده می‌کند. اما برخی از دانشمندان معتقدند که پلوتون ممکن است یکی از بزرگترین سیارات کوتوله کمربند کوئیپر باشد. دلایل و مدارت قابل توجهی نیز در تأیید و تقویت این نظریه وجود دارد. 

منشأ پلوتون چیست و از کدام بخش از کیهان آمده است؟

نخست تصور می‌شد که پلوتون یکی از اقمار نپتون بوده است. اما وجود شباهتهایی میان ترکیبات و مدارهای پلوتون و یکی از اقمار نپتون ، موسوم به ترایتون ، دلالت بر این دارد که ممکن است هر دو آنها قبلا در مدارهای مستقلی گرد خورشید حرکت می‌کرده‌اند و بعدا سیاره نپتون ، تراتیون را به دام انداخته است. اما با اینکه مدار پلوتون ، مدار سیاره همسایه‌اش را قطع می‌کند، هرگز آنقدر به آن نزدیک نمی‌شود که تحت تأثیر نیروی گرانشی نپتون قرار گیرد و به دام بیفتد.

عده‌ای از اخترشناسان با توجه به شباهتهای موجود میان پلوتون و ترتیون با دیگر اجرام کمربند کوئیپر نتیجه می‌گیرند که هم قمر تراتیون و هم سیاره پلوتون حدود 4.5 میلیارد سال پیش ، از این کمربند به بیرون پرتاب شده‌اند. عده دیگر با توجه به مدار عجیب و مرکز گریز آن می‌گویند ممکن است پلوتون ابتدائا قمر یکی از سیارات منظومه شمسی (حتی زمین) بوده است که بعدا از آن گریخته است. 

مشخصات فیزیکی

طول هر شبانه روز پلوتون (زمانی که سیاره ، یک بار گرد محور خود می‌چرخد) معادل 153 ساعت زمینی است. روزهای این سیاره بسیار تاریک است. قمر آن ،شارون ، در سال 1987 بطور تصادفی در رصدخانه مونت پالومار کشف شد. شارون در مدار همزمانی توسط پلوتون به دام افتاده است و همواره در نقطه‌ای ثابت گرد آن می‌گردد. مدار پلوتون به دور خورشید، میل تندی دارد و فاصله متوسط آن از خورشید 5.915 میلیارد کیلومتر است که خورشید از آنجا فقط بصورت ستاره‌ای درخشان دیده می‌شود. پلوتون از سنگ و یخ تشکیل شده و اندازه‌اش کوچکتر از ماه زمین است. هنگام نزدیک شدن به خورشید جوی رقیق در اطراف آن تشکیل می‌شود که با دور شدن سیاره از خورشید یخ می‌بندد. مدار پلوتون بسیار طولانی بوده و بیشتر از سیارات دیگر نسبت به دایرة البروج انحراف دارد.

این سیاره هر 248.5 سال یک بار به دور خورشید می‌چرخد که در مدت 20 سال از این زمان فاصله‌اش نسبت به خورشید کمتر از فاصله نپتون از خورشید است. این مشخصات غیر عادی باعث شده تا بعضی ستاره شناسان ، پلوتون را نوعی سیارک بزرگ تصور کنند. پلوتون دورترین سیاره از خورشید بوده ، کمترین دما را در بین سیارات دارد. مدار بیضوی این سیاره که 248.5 سال زمینی طول می‌کشد، طولانی‌ترین مدار در منظومه شمسی است. پلوتون کوچکترین سیاره منظومه شمسی است و کمترین نیروی جاذبه را دارد.

به گفته یکی از اخترشناسان ، پلوتون تنهاترین و منزوی‌ترین سیاره منظومه شمسی است. اخترشناس دیگری پس از اینکه نخستین عکسهای تلسکوپ هابل را از نهمین سیاره منظومه شمسی مشاهده و بررسی کرد، گفت: "این سیاره‌ای شگفت است. اگر می‌توانستیم با فضاپیمایی به آنجا سفر کنیم، حقایق شگفت آور بیشتری را در مورد آن کشف می‌کردیم."

همانطور که دانشمندان سیاره نپتون را با توجه به آشفتگی و انحرافی که در مدار سیاره اورانوس گذاشته بود، کشف کردند، این بار نیز انحرافی در حرکات محاسبه شده نپتون ، دانشمندان را بدان وا داشت تا به جستجوی سیاره ای دیگر در دور دست بپردازند. از پیشگامان این کاوش می توان به پرسیوال لاول از فلگستاف آریزونا ، پیکرینگ و کلاید تامباو که دانشجوی دستیار رصد خانه فلگستاف بود اشاره کرد. مهمترین دلیل عدم موفقیت لاول و پیکرینگ در کشف سیاره نهم ، جستجوی سیاره‌ای گازی شکل و بزرگ بود. این جستجو بیش از بیست سال به طول انجامید و در نهایت کلاید تامباو با بررسیهای شبانه روزی بر روی هزاران عکس موجود ، موفق به کشف سیاره نهم شد. 

لحظه‌ای پس از کشف سیاره

تامباو پس از کشف سیاره نهم به طرف اتاق رئیس رفت، پیش از ورود کمی خود را مرتب کرد، در زد و وارد شد، سپس گفت قربان من سیاره نهم را پیدا کردم ... . اعلام کشف سیاره جدید در 13 مارس 1930 همزمان بود با روز تولد پرفسور لاول و سالگرد کشف اورانوس توسط ویلیام هرشل. نشانه این سیاره (PL (P,L حرف اول پرسیوال لاول است. برای سیاره جدید اسمهای مختلفی پیشنهاد شد که سرانجام به پیشنهاد دختری 11 ساله از انگلیس نام پلوتن (پلو تو)Pluto برایش انتخاب شد. از آن تاریخ به مدت 73سال (تا قبل از کشف سیاره 2003 ub 313) پلوتو به عنوان آخرین عضو از خاندان منظومه شمسی به حساب می‌آمد. عضوی که آرام و بی صدا به همراه سه قمر ش شارون ، p1 2005s و p2 2005s در کمر بند کویپر به دور خورشید در گردش است. هر چه قدر که ما از نور و گرمای هستی بخش خورشید بهره می‌گیریم، پلو تو از این نعمت محروم است. نور خورشید برای رسیدن به این سیاره باید فاصله‌ای حدود 6000000000 کیلومتری را طی کند. پس بدون شک خورشید از پلوتو همچون ستاره‌ای کوچک کم فروغ دیده می‌شود.
 

img/daneshnameh_up/e/ed/3EA_image002AAA.jpg img/daneshnameh_up/e/e8/2AZ_image003QQQ.jpg

 

پلوتون در زمینه ستارگان به صورت شی کوچکی دیده می‌شود که جایش را تغییر می‌دهد. (عکس از رصد خانه هیل)




از ویژگیهای پلوتو می‌توان به میل 17 درجه‌ای آن نسبت به دایرة البروج اشاره کرد، با در نظر گرفتن این موضوع که پلوتو در حضیض خورشیدی مدار نپتون را قطع می‌کند و سیاره هشتم به حساب می‌آید، این میل 17 درجه‌ای باعث عدم برخورد این دو سیاره (در فاصله400 میلیون کیلومتری) به یکدیگر می‌شود. البته رکورد میل یا انحراف نسبت به دایرة البروج در منظومه شمسی متعلق به سیاره 2003 ub 313 با انحراف 45 درجه‌ای است، که مانند یک نیمساز دایرة البروج را قطع می‌کند. (همین امر یکی از مهمترین دلایلی بود که کشف سیاره دهم را بیش از 70 سال به تعویق انداخت.)

عده‌ای از دانشمندان این نظریه را مطرح کردند که پلوتو و تریتون زمانی هر دو قمرهای نپتون بودند و حرکت مستقیم داشتند، رویارویی نزدیک این دو باعث دفع پلوتو (تبدیل شدن آن به سیاره‌ای مستقل) و معکوس شدن جهت حرکت تریتون شده است. این سیاره از نوع سنگی- یخی بوده و فاصله چنان زیاد دارد کهتلسکوپ فضایی هابل آن را به سختی می‌بیند. پلوتون که در حاشیه خارجی منظومه شمسی قرار دارد چنان از خورشید دور است که سطح آن را باید سرد و بی روح خواند. اتمسفر رقیق آن از جنس نیتروژن و متان است که احتمالاً در فصل زمستان یخ می‌بندد و به صورت برف آبی کم رنگ می‎بارد. پلوتون با دمای 240- از هر جای دیگری برای زندگی ما آدمیان نامناسب‎تر است. پلوتو هر 153 ساعت یک بار به دور خودش می‌چرخد، پس روز آن تقریبا 6 برابر روز ماست. دوره تناوبی انتقالی آن به دور خورشید (نجومی 4/248 سال) و (هلالی 367 روز) است. در این صورت هر یک سال آن برابر 248 سال ما است!

پلوتو سیاره‌ای است که در ژرفای فضا آرمیده است، سیاره‌ای که اغلب در فهرست رصدی با تجربه‌ترین منجمان هم به چشم نمی‌خورد. آری پلوتو به خاطر فاصله زیادش بسیار کم فروغ جلوه می‌کند. این سیاره با قطری حدود 2274 کیلومتر مقام کوچکترین سیاره منظومه شمسی را به خود اختصاص داده است، به طوری که حتی از 7 قمر گانیمد ، کالیستو ، تیتان ، یو ، تریتون و ماه نیز کوچکتر است. همین موضوع باعث شده که حتی بزرگترین تلسکوپها هم نتوانند جزئیات سطحی آن را به صورت واضح آشکار کنند، و با وجود پیشرفت فناوریهای کنونی پلوتو هنوز هم ناشناخته باقی مانده است.
 

img/daneshnameh_up/0/06/949_image004ZZZ.jpg

 

در خارج از منظومه شمسی ، خورشید فقط شبیه یک ستاره پر نور دیده می شود که چندان گرمایی نیز ندارد. روی سطح سیاره پلوتو به قدری سرد است که جاندا ران در چند ثانیه مانند سنگ یخ می‌زنند.




بر همیمن اساس ناسا تصمیم گرفت تا با اجرای مأموریت افقهای نو New Horizons پرده از اسرار این سیاره دور دست بردارد. این فضاپیما سر انجام پس از تأخیری دو روزه در تاریخ 19 ژانویه 2006 (29 دی 84) به فضا پرتاب شد تا مأموریت 10 ساله خود را آغاز کند. فضاپیما افقهای جدید یا New Horizons در ادامه سفر خود به طرف سیاره مشتری خواهد رفت تا با بهره گرفتن از نیروی جاذبه‌ی این سیاره بر سرعت خود بی افزاید. این فضاپیما در این صورت بسیار زودتر به سیاره پلوتون خواهد رسید این در حالی است که اگر فضاپیما با تأخیر بیشتری پرتاب می‌شد نمی‌توانست از جاذبه‌ی سیاره مشتری برای بالا بردن سرعت خود استفاده کند. علاوه بر این فضاپیمای افقهای نو اطلاعات بسیار مهمی را درباره‌ی کمربند کویپر و اجرام موجود در آن در اختیار ما خواهد گذاشت. 



جمعه 16 فروردین 1392 :: 20:58 ::  نويسنده : tahghighha

 

Uranium - Neptunium - Plutonium
Pm
Np

 
عکس پیدا نشد
جدول کامل
عمومی
نام , علامت اختصاری , شماره Neptunium, Np, 93
گروه‌های شیمیایی اکتینیدها
دوره , بلاک 7 , f-block
چگالی , درجه سختی 20250 kg/m3, n/a
رنگ نقره‌ای فلزی
خواص اتمی
وزن اتمی [237] amu
شعاع اتمی (calc.) 1 E-10 m
شعاع کووالانسی ND pm
شعاع واندر والس ND pm
ساختار الکترونی Rn] 5f46d17s2]
e- به ازای هر سطح انرژی 2,8,18,32,22,9,2
درجه اکسیداسیون (اکسید) 6, 5, 4, 3 (آمفوتریک)
ساختار کریستالی 3 forms: اورتورومبیک,
چهاروجهی و مکعبی
خواص فیزیکی
حالت ماده جامد
نقطه ذوب 910 K (1179°F)
نقطه جوش 4273 K (7232 °F)
حجم مولی 11.59 ((scientific notation|ש»10-6 m3/mol
گرمای تبخیر ND kJ/mol
گرمای هم‌جوشی 5.19 kJ/mol
فشار بخار ND Pa at 1323 K
سرعت صوت ND m/s at 293.15 K
متفرقه
الکترونگاتیویته 1.36 (درجه پاولینگ)
ظرفیت گرمایی ویژه ناشناخته J/kg*K
رسانایی الکتریکی 0.822 106/m اهم
رسانایی گرمایی 6.3 W/m*K
1st پتانسیل یونیزاسیون 604.5 kJ/mol
پایدارترین ایزوتوپها
iso NA نیم عمر DM DE M eV DP
235Np {syn.} 396.1 d α
ε
5.192
0.124
231Pa
235U
236Np {syn.} 154 E3 y ε
β-
α
0.940
0.940
5.020
236U
236Pu
232Pa
237Np {syn.} 1 E_ s SF & α 4.959 233Pa
International System of Units واحدهای STP استفاده شده ، مگر آنکه ذکر شده باشد.

اطلاعات اولیه

نپتون ، یک عنصر ترکیبی جدول تناوبی است که نماد Np و عدد اتمی 93 دارد. این عنصر رادیواکتیو نقره‌ای فلزی اولین عنصر ترانس اورانیک متعلق به گروه آکتنیدها است. نپتون 237 پایدارترین ایزوتوپ آن محصول رآکتورهای هسته‌ای و پلوتون است و می‌تواند به‌عنوان جزئی از تجهیزات آشکارساز نوتروناستفاده شود. 

تاریخچه

نپتون که ( به خاطر سیاره نپتون نامگذاری شده ) ، برای اولین بار توسط "Edwin McMillan" و "Philip Abelson" در سال 1940 کشف شد. این کشف در آزمایشگاه Berkeley Radiation در دانشگاه Berkeley کالیفرنیا جایی که گروه ،ایزوتوپ Np-239 (با نیمه عمر 2.4 روز) را بوسیله بمباراناورانیوم به‌کمک شتاب دادن نوترونها به روش سیکلوترون تهیه کردند، به وقوع پیوست.

نپتون اولین عنصرترانس اورانیم بود که به‌صورت ترکیبی تهیه شد و به‌عنوان اولین ترانس اورانیم گروه آکتنیدها کشف شد. 

پیدایش

مقادیر بسیار ناچیزی از این عنصر در طبیعت به‌عنوان محصول فروپاشی به‌دلیل واکنشهایی در معادن اورانیوم بوجود می‌آید. نپتون با تقلیل NpF3 با باریم و یا بخار لیتیم در دمای 1200 درجه سانتی‌گراد آماده می‌شود و بیشتر اوقات از رها شدن قدرت سوخت هسته‌ای به‌عنوان یک فرآورده در تهیه پلوتون گرفته می‌شود. 

خصوصیات قابل توجه

فلز نقره ای نپتون به خوبی واکنش‌دهنده است و به سه حالت ساختاری یافت می‌شود.


  • نپتون آلفا ، اورتورومبیک ، جرم حجمی 20.25 گرم بر متر مکعب
  • نپتون بتا ( بالای 280 درجه سانتی‌گراد ) ، چهار وجهی ، جرم حجمی 19.36 گرم بر سانتی‌متر مکعب.
  • نپتون گاما (بالای 577 درجه سانتی‌گراد) ، مکعبی ، جرم حجمی 18.00 گرم بر سانتی‌متر مکعب.
     
این عنصر به هنگام محلول بودن ، 4 حالت اکسیداسیون یونی دارد:


  • Np+3 ( ارغوانی کمرنگ ) ، نظیریون خاکی کمیاب Pm+3 ، Np+4 ( زرد سبز )
  • NpO+2 ( سبز آبی )
  • NpO++2 ( صورتی کمرنگ )
که تنها گونه‌هایی را اکسیداسیون می‌کند که در تضاد با خاکهای کمیاب که تنها یونهای (I) , (II) , (IV) را در حالتهای اکسیداسیون نشان می‌دهند، باشند. این عنصر Tri و TetraHalideهایی مانند NpF, NpF3, NpC14 , NpBr3 و NpI3 را شکل داده ، ترکیبات دیگری را که در سیستماکسیژن – اورانیوم وجود دارد، اکسید می‌کند. (مانند Np3O8و NpO2

ایزوتوپها

19 رادیو ایزوتوپ نپتون با پایدارترین آنها Np-237 با نیمه عمر 2.14 میلیون سال ، Np-236 با نیمه عمر 154000 سال و Np-235 با نیمه عمر 396.1 روز مشخص می‌شوند. بقیه ایزوتوپهای رادیو اکتیو آن ، دارای نیمه عمرهای کمتر از 4.5 روز هستند که اکثر آنها نیمه عمرهای کمتر از 50 دقیقه دارند. همچنین این عنصر 4 حالت متا دارد و در حال حاضر پایدارترین ایزوتوپ آن Np-236m با نیمه عمر 22.5 ساعت است.

ایزوتوپهای نپتون با در نظر گرفتن وزن اتمی آنها از 225.0339amu) Np-225) تا Np-244 (244,06amu)مرتب شده‌اند. اولین روش فروپاشی قبل از پایدارترین ایزوتوپ(Np-237) جذب الکترون (با مقدار خوب ارسال آلفا) و اولین روش بعد از ارسال بتا است.

اولین محصولات فروپاشی قبل از Np-237 ایزوتوپهای عنصر 92 (اورانیوم) ، ( اگرچه ارسال آلفا هم عامل تهیه عنصر 91 ، پروتاکتینیم ، است ) و اولین محصولات بعد از ایزوتوپهای عنصر 93 (پلوتونیم) هستند. 


جمعه 16 فروردین 1392 :: 15:44 ::  نويسنده : tahghighha

 

مقدمه

اورانوس هفتمین سیاره نزدیک به خورشید و سومین غول از چهار غول گازی است. جبه‌ای از گاز و یخ هسته سنگی این سیاره را پوشانده است. جو اطراف جبه غالباً از متان ساخته شده ، که این گاز باعث وجود رنگهای آبی و سبز که از مشخصات بارز این سیاره هستند، می‌شود. اورانوس در کناره‌های خارجی و سرد منظومه شمسی قرار داشته ، دمای ابرهای فوقانی آن به 210 درجه سانتیگراد زیر صفر (346- درجه فارنهایت) می‌رسد. علی رغم داشتن 15 قمر و یک منظومه حلقوی ، سطح اورانوس مشخصه خاصی ندارد. تنها مشخصاتی که تا کنون مشاهده شده‌اند چند ابر متانی هستند که در سال 1986 بوسیلهکاوشگر فضایی ویجر2 کشف شدند. 

 

فاصله متوسط از خورشید 2.87میلیارد کیلومتر
قطر استوا 51118 کیلومتر
مدت حرکت وضعی 17.90 ساعت
مدت حرکت انتقالی 84.01 سال زمینی
سرعت مداری 6.81 کیلومتر در ساعت
دمای ابر فوقانی -210 درجه سانتیگراد
جرم (زمین = 1) 14.53
چگالی متوسط (آب = 1) 1.29
جاذبه (زمین = 1) 0.79
تعداد قمر 15

 

رصد اورانوس

تحت شرایط بسیار عالی ، اورانوس را می‌توان با چشم غیر مسلح دید. هنگام مشاهده با تلسکوپ ، اورانوس بصورت حلقه کوچکی به رنگهای سبز و آبی دیده می‌شود. 15 قمر اورانوس تا کنون کشف شده‌اند که به موازات استوای سیاره و در جهت چرخش سایره ، به دور آن می‌چرخند. در اثر انحراف محور چرخش اورانوس ، صفحه استوای سیاره تقریباً عمود بر صفحه دایرة البروج است.

به همین سبب ، گاهی اوقات مانند سالهای 1945 و 1987، اگر از زمین به اورانوس بنگریم فقط قطب آن دیده شده ، مدار قمرهای سیاره تقریباً بصورت صفحه‌ای کامل به نظر می‌رسد. بعضی اوقات نیز ، مانند سالهای 1966 و 2008 ، کناره مدار قمرهای اورانوس دیده شده ، چنین به نظر می‌رسد که قمرها در مسیری مستقیم عقب و جلو می‌روند. 

خواص فیزیکی اورانوس

محور چرخش اورانوس حدود 98 درجه نسبت به صفحه مدار سیاره به دور خورشید انحراف دارد. بنابراین اورانوس بر خلاف سایر سیاره‌ها ، روی محوری تقریباً افقی می‌چرخد. انحراف محور اورانوس تأثیر زیادی بر قطبهای سیاره می‌گذارد و باعث می‌شود که هر قطب از دوره تناوب مداری که 84 سال زمینی طول می‌کشد، 42 سال را در روشنایی و 42 سال دیگر را در تاریکی بگذراند. به هر حال ، اورانوس به قدری از خورشید دور است که تفاوت دما در قطبها در طول تابستان و زمستان فقط 2 درجه سانتیگراد (3.6 درجه فارنهایت) است.

اورانوس سومین سیاره بزرگ منظومه شمسی بوده ، بزرگی آن 4 برابر زمین است. دوره تناوب مداری این سیاره 84 سال زمینی است و بعد از نپتون و پلوتون ، طولانی‌ترین مدار را دارد. 

حلقه‌های اورانوس

img/daneshnameh_up/d/d3/Charkheshoranoos.jpg
تصادم عظیم احتمال دارد که در گذشته ،
جسم آسمانی بزرگی به یک طرف اورانوس برخورد کرده
و باعث انحراف محور چرخش آن شده است.





بخاطر تیرگی زیاد مواد سازنده حلقه‌های اورانوس ، مشاهده آنها بسیار مشکل است. در سال 1977، این حلقه‌ها در مسیر نور یک ستاره قرار گرفته و بدین ترتیب کشف شدند. کاوشگر فضاییویجر2 در سال 1986 یازده حلقه باریک این سیاره را از نزدیک مورد بررسی قرار داد. مواد تشکیل دهنده این حلقه‌ها سنگهایی به اندازه یک متر (یک یارد) هستند. پهنای حلقه "اپسیلون" از 20 تا 100 کیلومتر (12 تا 60 مایل) متغیر است. 

قمرهای اورانوس

15 قمر تا کنون برای اورانوس شناخته شده‌اند که مواد تشکیل دهنده تمام آنها مخلوطی از سنگ و یخ است. در سطح چهار قمر بزرگ اورانوس (ابرن ، تیتانیا ، آمبریل ، آریلگودالهای شهابسنگیوجود دارند. سطح میراندا ، پنجمین قمر بزرگ اورانسو ، مشخصات مختلفی دارد، از جمله دشتهایی پوشیده از گودالهای شهابسنگی قدیمی ، تپه‌های بزرگ و دره‌های عمیقی که سطح این قمر را شکافته‌اند. به نظر ستاره شناسان ، دلیل ویژگیهای متفاوت سطح میراندا این است که این قمر احتمالاً بر اثر یک تصادم عظیم متلاشی شده و سپس دوباره جمع شده است. 

 

img/daneshnameh_up/8/88/Ghamareoranoos.jpg

 

 



جمعه 16 فروردین 1392 :: 15:41 ::  نويسنده : tahghighha

 

مقدمه

زحل از جنبه‌های زیادی شبیه مشتری است، جز اینکه در اطراف آن چندین حلقه شگفت انگیز وجود دارد. جرم زحل ، صد بار بیش از جرم زمین است. و لی تقریبا تمام ماده آن به شکل گاز است و صخره‌ای نیست. لایه‌های ابری جو آن مانند ابرهای مشتری واضح نیستند. اما وجودشان حتمی است. ده قمر در اطراف زحل وجود دارد. قطر یکی از آنها که تیتان نامیده می‌شود، حدود 6000 کیلو متر است. از این رو بزرگترین قمر در منظومه شمسی به حساب می‌آید. تیتان خود دارای جوی است که از متان و آمونیاک تشکیل یافته است.

 

img/daneshnameh_up/0/0a/Mehvarezohal.jpg
 
فاصله متوسط از خورشید 1/43 میلیارد کیلومتر
قطر استوا 120536 کیلومتر
مدت حرکت وضعی 10/23 ساعت
مدت حرکت انتقالی 29/46 سال زمینی
سرعت مداری 9/64 کیلومتر در ثانیه
دمای ابر فوقانی 180- درجه سانتیگراد
جرم (زمین=1) 95/18
چگالی متوسط (آب=1) 0/69
جاذبه(زمین=1) 0/93
تعداد قمر 21
 

 

پدر مشتری

در ورای مشتری آخرین سیاره از هفت سیاره‌ای که برای پیشینیان ما شناخته شده بود، زحل قرار دارد، که به عنوان پدر مشتری نامگذاری شده است. زحل دومین سیاره بزرگ مشتری گون منظومه شمسیاست و توسط یک رشته از حلقه‌های بسیار زیبا که به دور آن حلقه زده‌اند، احاطه شده است. در آسمان شب زمین ، زحل به دلیل اندازه بزرگ و آلبدو بالای (50%) دارای جوی درخشان است. زیبایی آسمان زحل به خاطر نوارهای روشن حلقه‌های اطراف آن و نیز به خاطر قمرهای زیادش می‌باشد. 

حرکت زحل

زحل با نیم قطر اطول 9.539AV و دوره تناوب گردش نجومی 29.458 سال ، در مداری با خروج از مرکز557% که با دایرِة البروج زاویه 49.2 درجه می‌سازد، می‌گردد. از روی زمین قطر زاویه‌ای زحل در نقطه مقابله حدود 20 دقیقه است. مانند مشتری ، زحل دارای جو غلیط پر از ابری است که به صورت جزئی می‌چرخد. از مشاهدات انتقالات دوپلری در عرض سیاره و با زمان بندی دقیق علامتهای جوی ، دوره تناوب چرخش نجومی آن ، در نزدیک استوایش 10 ساعت و 14 دقیقه و در عرضهای جفرافیایی بالا 10 ساعت و 38 دقیقه محاسبه شده است. در اینجا هم مجددا چرخش جزئی مشابه مشتری داریم. استوای زحل به اندازه 26 درجه و 45 دقیقه با صفحه مداری آن زاویه می‌سازد، بطوری که قطبهای سیاره در فاصله‌های زمانی حدود 15 سال یک بار سمت زمین متمایل می‌شوند. چرخش باعث پخی زیاد (96%) زحل می‌گردد، بطوریکه شعاعهای قطبی و استوایی به نسبت 10/9 می‌باشند. 

مشخصات فیزیکی زحل

زحل شباهت قابل توجهی با مشتری دارد، ولی کمی کوچکتر است و جرم آن کمتر از جرم مشتری (95M). زحل کمترین چگالی حجمی را نسبت به سایر سیارات دارد. ساختار جو زحل با کمربندهایی که به موازات استوا امتداد دارند، مشابه است. آشفتگیهای کمربندهای زحل خیلی کمتر (تاکنون از روی زمین فقط 10 لکه مشاهده شده‌اند) از مشتری است. جو زحل احتمالا ترکیب خیلی مشابه‌ای با جو مشتری دارد. تاکنون متان (CH4) ، آمونیاک (NH3) ، اتان (C2H6) ، فسفین (PH3) ، استیلن (C2H2) ، متیل استیل(C3H4) ، پروپان (C3H8) و هیدروژن مولکولی (H2) آشکار شده است.

ابرهای زحل خیلی کمرنگ تر از ابرهای مشتری به نظر می‌رسند.ابرهای مشتری اغلب به رنگ زرد کم رنگ و نارنجی هستند، به این دلیل که دما در زحل کمتر از مشتری است، ابرهای زحل در لایه پایین تر جوش قرار می‌گیرند. درون زحل احتمالا ترکیب مشتری را دارد. تخمینهای نظری مقادیر حدود 74% هیدروژن ، 24% هلیوم ، %2 عناصر سنگین تر را پیشنهاد می‌کند. این ترکیب تقریبا مشابه ترکیبات خورشید است. زحل ممکن است یک هسته سنگین کوچک به قطر 20 هزار کیلومتر و جرمی معادل 20Mφ را داشته باشد. 

 

img/daneshnameh_up/9/94/Halgheyezohal.jpg
درخشانترین حلقه‌ها
درخشندگی حلقه‌های آ، ب، ج
بقدری است که می‌توان آنها را
از زمین مشاهده کرد.

 

حلقه‌های زحل

حلقه‌های زحل با مدار زحل هم صفحه نیستند، بلکه زاویه‌ای با هم می‌سازند. یکی از اثرات این پدیده در نظر ما تغییر گشادگی حلقه‌ها است. طی گردش 29 ساله زحل دور خورشید ، دوباره می‌توانیم حلقه‌ها را در گشادترین حالت ببینیم. غیر از این دو حالت ، حلقه‌ها از لبه دیده می‌شوند و جز با تلسکوپ پر قدرت ، قابل مشاهده نیستند. از این طریق معلوم شد که ضخامت حلقه‌ها فقط پنج کیلومتر است. حلقه‌های زحل از میلیاردها ذره ریز تشیکل یافته‌اند که اندازه بیشترشان چند سانتیمتر است. همه آنها ، مانند ماهواره‌های کوچک ، به دور زحل گردش می‌کنند. 

گسیختگی کاسینی

img/daneshnameh_up/0/03/Shekafekasini.jpg
شکاف پر شده
قبل از کشف کاسینی ، ستاره شناسان
حلقه‌های زحل را بصورت حلقه‌ای
پیوسته تصور می‌کردند.





در سال 1675 میلادی (1504 شمسی) جووانی دومینیکو کاسینی ، اخترشناس ایتالیایی ، کشف کرد کهحلقه زحل از دو حلقه تشکیل یافته است و میان آن دو جدایی وجود دارد. این جدایی گیستختگی کاسینی نامیده می‌شود و در اثر کشش گرانشی قمر غول پیکر تیتان بوجود آمده است. مطالعات بعدی نشان داده‌اند که در اطراف زحل ، بر روی هم چهار حلقه وجود دارد. داخلی ترین آنها بسیار کم نور و تقریبا با بالای ابرها در تماس است. قطر حلقه نورانی بیرونی به 140000 کیلومتر می‌رسد. 

قمرهای زحل

20 قمر تاکنون برای زحل شناسایی شده‌اند، که 13 قمر از زمین و هفت قمر دیگر بوسیله کاوشگرهای فضایی کشف شده‌اند. قمرهای کوچک زحل به شکل سیب زمینی بوده و شکلهای نامنظمی دارند. احتمال می‌رود که قمرهای کوچکتر دیگری نیز کشف شوند. سطح بسیاری از قمرها پوشیده از گودالهای شهابسنگی است. در سطح میماس ، یکی از قمرهای کوچک زحل ، گودالی بزرگ به نام هرشل وجود دارد که 130 کیلومتر (81 مایل) وسعت داشته و یک سوم این قمر را پوشانده است. 

 

img/daneshnameh_up/9/95/Ghamarezohal.jpg





زحل دارای بیشترین قمر در بین سیارات منظومه شمسی است. دانشمند هلندی ، کریستین هوینگس (95 – 1629)، در سال 1655 اولین قمر زحل را کشف کرد. تیتان از لحاظ بزرگی دومین قمر و یکی از سه قمری است که در منظومه شمسی دارای جو هستند. تصور می‌شود که قسمت اعظم آن ازسنگ و بقیه از یخ تشکیل شده باشد. جوی که دائما سطح تیتان را پوشانده است، حاوی نیتروژن و سایر مواد شیمیایی است. اختر شناسان به تازگی قمر جدیدی از سیاره زحل را شناسایی کرده‌اند که بسیار کوچک است (حدودآ 2 کیلومتر). در این صورت تعداد قمرهای زحل به 21 قمر تغییر می‌کند. 

میدان مغناطیسی زحل

میدان مغناطیسی دارای یک گشتاور کلی برابر 35/1 گشتاور مشتری است. اما این مقدار به حد کافی قوی است که یک میدان مغناطیسیسپهر مشتری گون با کمربندهای تابشی مشابه زمین ایجاد کند.گشتاور دو قطبی مغناطیسی با میل یک درجه نسبت به محور چرخش زحل قرار می‌گیرد که این مقدار با انحراف مشخص محورهای مغناطیسی مشتری و زمین تفاوت آشکار دارد. مغناطیس سپهر زحل ذرات بسیار کمتری از ذرات مغناطیس سپهر مشتری را در خود جای می‌دهد. 

 

img/daneshnameh_up/b/ba/Sakhtarezohal.jpg





دو دلیل عمده این تفاوت شامل کمبود یک منبع محلی ذرات بار دار که در مورد مشتری توسط فورانهای آیو تولید می‌شوند و حلقه‌های قابل رویت زحل که بطور موثری ذرات باردار را جذب کرده و مغناطیس سپهر داخلی را از ذرات باردار خالی می‌کنند، است. در خارج لبه حلقه‌ها چگالی ذرات باردار به سرعت افزایش می‌یابد و در حدود 5Rs تا 10Rs به یک قله می‌رسد. در اینجا ، ذرات باردار بطور محکم به میدان مغناطیسی در حال دوران سریع جفت می‌شوند. این برهمکنش ، لایه‌ای از پلاسما به ضخامت تقریبا 2Rs ایجاد می‌کند که تا حدود 15Rs ادامه می‌یابد.در ورای این مقدار ، مغناطیس سپهر شکل خود را از دست می‌دهد. اندازه آن با دمای خورشید تغییر می‌یابد. 



پنج‌شنبه 15 فروردین 1392 :: 17:12 ::  نويسنده : tahghighha

 


img/daneshnameh_up/9/91/Mehvaremoshtari.jpg
فاصله متوسط از خورشید 778/33 کیلومتر
قطر استوا 142984 کیلومتر
مدت حرکت وضعی 9/48 ساعت
مدت حرکت انتقالی 11/86 سال زمینی
سرعت مداری 13/06 کیلومتر در ثانیه
دمای ابر فوقانی -150 درجه سانتیگراد
جرم (زمین=1) 317/93
چگالی متوسط (آب=1) 1/33
جاذبه (زمین=1) 2/54
تعداد قمر 16

نگاه اجمالی

مشتری پنجمین سیاره نزدیک به خورشید و اولین غول از چهار غول گازی است. مشتری بزرگترین سیاره منظومه شمسی بوده و جرم آن از تمام سیارات دیگر بیشتر است. مشتری که نزدیکترین سیاره غول پیکر به خورشید است، از نظر بزرگی و جرم در مقام اول جای دارد. هنگامی که در آسمان پدیدار می‌شود، به غیر از زهره از تمام ستارگان و سیاره‌های دیگر ، نورانی تر دیده می‌شود. اشکال گوناگونی در مشتری دیده می‌شود که حتی با یک تلسکوپ کوچک نیز قابل رویت است. مثلا لکه بزرگ سرخ رنگی می‌توان در آن دید. موقعی که به مشتری نگاه می‌کنیم، فقط ابرها و توفانهای جو فوقانی آن را می‌بینیم. حتی تلسکوپهای مستقر در سفینه‌های فضایی نمی‌توانند از سطح پنهان در زیر هزاران کیلومتر گاز تیره جو آن تصویر بدست آورند.حجم این سیاره 1300 برابر زمین، و جرم آن دو و نیم برابر جرم تمامی سیارات منظومه شمسی است. ابرهای انواری شکل مشتری غالباً از گازهای هیدروژن و هلیومتشکیل شده اند. جو درونی سیاره حدود 1000 کیلومتر (600 مایل) پایین‌تر از ابرها شروع می‌شود که در این نقطه گاز هیدروژن به مایع تبدیل می‌گردد. در اعماق پایین تر، هیدروژن حالت فلزی دارد. در مرکز مشتری ، هسته‌ای سنگی و بسیار داغ وجود دارد که حرارتش به 3500 درجه سانتی گراد (63000 درجه فارنهایت) می‌رسد. 

مشتری گون

img/daneshnameh_up/6/62/Moshtari.jpg

آن سوی مریخ ، از کمربند سیاری به اندازه تقریبا 3AV عبور می‌کنیم و بالاخره به بزرگترین سیاره مشتری گون یعنی مشتری که به خاطر نام سلطان خدایان اولمپیا (Olym pian) نامگذاری شده است، می‌رسیم. به دلیل اندازه بسیار بزرگ و آلبدوی زیاد آن (51%) ، مشتری در آسمان شبهای زمین به خصوص در نقطه مقابله یک سیاره خیلی روشن است. سیاره‌های غول پیکر منظومه شمسی ، بطور قابل ملاحظه‌ای بزرگتر از سیاره‌های درونی هستند. برای مثال ، قطر مشتری یازده برابر قطر زمین و حجم آن ، هزار برابر حجم زمین است. ولی چگالی این سیاره‌ها در حدود چگالی آب است. 

حرکت مشتری

مدار مشتری حول خورشید ، خروج از مرکز کمی دارد (0.0484) و تنها به اندازه 1.31 درجه نسبت به دایرةالبروج میل دارد. نیم قطر طول مدار آن 5.2028AV است. این سیاره یک مدار نجومی را در 11.862 سال زمینی طی می‌کند. دوره تناوب مداری هلالی 398.88 روزه آن ، دلالت بر این دارد که مشتری (با شکل کامل) هر سال دیرتر به نقطه مقابله بر می‌گردد. از آنجا که فقط می‌توانیم جو غلیظ مشتری را ببینیم، دوره تناوب چرخش سیاره بوسیله دوره تناوب چرخش اشکال جوی آن ، نظیر لکه قرمز بزرگ با اندازه گیری انتقال دو پلری نور از لبه‌های نزدیک و دور شونده و با مطالعه چرخش ساختار میدان مغناطیسی تعیین می‌شود.

در می‌یابیم که محور چرخشی مشتری 7 دقیقه و 3 ثانیه نسبت به محور مداری آن میل دارد. اما دوره تناوب چرخشی نجومی آن از 9 ساعت و 50 دقیقه در استوا تا 9 ساعت و 55 دقیقه در عرضهای جغرافیایی بالاتر تغییر می‌کند. از این رو جو گازی شکل مشتری یک چرخش جزئی نشان می‌دهد. در استوا سریعترین و در قطبین آهسته‌ترین (خورشید نیز به مدار جزئی می‌چرخد، زیرا آن هم یک سیال است) است. چرخش بسیار سریع مشتری در اثر پخی زیاد آن نتیجه می‌شود. 



img/daneshnameh_up/4/4c/Lakemoshtari.jpg
گردباد
لکه سرخ بزرگ ناحیه‌ای پر فشار است
که در آن گردبادهای بالارونده ، گازهای
مختلفی را با خود وارد جو می‌کنند.

مشخصات فیزیکی

شعاع استوایی (11.19Rφ) و جرم (318Mφ) مشتری توسط مشاهدات مدرای ، و پنهان شدگیهایی اقمارش و بوسیله اختلالات جاذبه‌ای آن در مدارات ستاره‌های دنباله‌دار و سیارکها و بوسیله اندازه گیری قطر زاویه‌ای قرص قابل رویت آن (47 ثانیه در نقطه مقابله) و بوسیله اندازه گیریهای مسافر (Voyager) که از کنار آن در حال عبور است، بطور دقیق معین شده است. این مدل خیلی بزرگ سیارات مشتری گون ، دارای چگالی متوسط 1330Kg/m3 است. این چگالی دلالت بر این دارد که ترکیبات مشتری شبیه خورشید با فراوانی حدود 75 درصد هیدروژن ، 24 درصد هلیوم و یک درصد تمام عناصر سنگینتر (از لحا‌ظ جرمی) است. قسمت اعظم مشتری ، کاملا برخلاف درون زمین و سایر سیارات خاکی ، از هیدروژن تشکیل شده است و بیشتر آن به صورت مایع می‌باشد. دمای هسته ممکن است حدود 10 برابر داغ تر از زمین ، بالغ بر 4000 درجه کلوین ، باشد. عامل چرخش همرفتی جو ، شارش گرما از هسته به بیرون است. چرخش سریع سیاره ، شتاب کوریولیس بزرگی ایجاد می‌کند که جو لایه‌ لایه‌ای زیبایی بوجود می‌آورد. 

لکه سرخ بزرگ

لکه سرخ بزرگ ، یک ناحیه واچرخه‌ای بزرگ (نوعی گردباد) در ابرهای فوقانی سیاره مشتری است. از زمان کشف این لکه تا کنون ، بارها دیده شده که قطر آن تا سه برابر قطر زمین افزایش یافته است. جریانهای چرخان گاز که در این لکه وجود دارند، فسفر را ار جو تحتانی به بالا مکیده و باعث قرمز یا صورتی شدن لکه می‌شوند. این لکه از محیط اطراف خود بلندتر و سردتر است و هر 12 روز زمینی، یک دور در جهت عکس عقربه‌های ساعت به دور خودش می‌چرخد. 

حلقه‌های مشتری

منظومه حلقه‌های مشتری در سال 1979 توسط کاوشگر فضایی ویجر 1 کشف گردید. سه حلقه مشتری به ترتیب زیر نامگذاری شده اند:

حلقه هاله به عرض 22800 کیلومتر (14170 مایل). حلقه اصلی که حلقه‌ای باریک و درخشان است به عرض 6400 کیلومتر (3980 مایل). و حلقه تار عنکبوت (گسامر) که رقیق‌ترین و عریض ترین حلقه می‌باشد به عرض 8500 کیلومتر (53000 مایل). حلقه تار عنکبوت که در این تصویر ساختگی به رنگ آبی کمرنگ دیده می‌شود، از حلقه اصلی که مشتری را احاطه می‌کند بیرون زده است. 

میدان مغناطیسی

img/daneshnameh_up/3/38/Ghamarhayemoshtari.jpg

مشتری از خود گسیلهای رادیویی نشان می‌دهد که به میدان مغناطیسی مشتری گون در حدود 1x10-4T در سطح سیاره ربط داده شده است. این میدان مغناطیسی شدید در اثر یک ساز و کار دینامیکی در هسته مایع هیدروژن فلزی در حال چرخش سریع بوجود می‌آید. در طول موجهای 3 تا 75 سانتیمتر مشاهده شده است که سیاره به صورت غیر حرارتی تشعشع می‌کند. این تابش دسیمتری و یا DIM عبارت است از تابش همزمان در اثر الکترونهای نسبیتی با تندی خیلی نزدیک به تندی نور در کمربندهای تابشی مشتری گون ، که بوسیله میدان مغناطیسی مشتری به دام افتاده‌اند و به صورت مارپیچی حرکت می‌کنند. 

محور مغناطیسی با محور چرخش مشتری ، زاویه‌ای حدود 10 درجه می‌سازد. این میدان مغناطیسی شدید یک مغناطیس سپهر عظیم در اطراف مشتری بوجود می‌آورد که باد خورشیدی را دور نگه می‌دارد. مشتری میدان مغناطیسی بسیار بزرگی دارد که تا فاصله‌های دور دستی در فضا امتداد یافته است. ذرات باردار ، به هنگام حرکت در میان این میدان ، علامتهای رادیویی گسیل می‌کنند. تلسکوپهای رادیویی با دریافت آنها می‌توانند پوشش مغناطیس اطراف مشتری را نقشه برداری کنند. 

قمرهای مشتری

img/daneshnameh_up/9/96/Sakhtaremoshtari.jpg

گالیله در سال 1610 میلادی (989 شمسی) ، چهار قمر اصلی مشتری را کشف کرد. اسامی آنها شامل یو ، اروپا ، گانیمد و کالیسو است. این چهار قمر ، حتی با دوربین دو چشمی نیز دیده می‌شوند. یو درکمتر از دور روز ، اروپا در سه روز و نیم و گانیمد در یک هفته و کالیسو در حدود هفده روز ، مشتری را دور می‌زنند. اگر در چند شب ، نموداری از مشتری و قمرهایش تهیه کنیم، رقص آنها به دور سیاره مادر آشکار می‌شود. گالیله دریافت که مشتری ، خود یکمنظومه شمسی کوچک است. علاوه بر این چهار قمر که قمرهای گالیله نیز نامیده می‌شوند، دست کم 9 قمر کوچکتر در اطراف مشتری وجود دارد. آنها را می‌توان با تلسکوپهای بزرگ عکسبرداری کرد.

شانزده قمر مشتری به چهار گروه چهارتایی تقسیم می شوند . گروه اول در فاصله حدود 130000 کیلومتری (80000 مایل). گروه دوم در فاصله حدود 200000 کیلومتری (125000 مایل). گروه سوم در فاصله 9 میلیون کیلومتری (6/5 میلیون مایل). و گروه چهارم در فاصله ای نزدیک به گروه سوم قرار دارند. جهت چرخش تمام گروهها بجز گروه چهارم، همان جهت چرخش مشتری است. همه قمرهای مشتری بجز قمرهای گروه دوم، کوچک هستند. قمرهای گروه دوم که گالیله ای نام دارند هم اندازه ماه زمین هستند. گانیمید ، یک قمر گالیله ای چهار قمر بزرگ مشتری که توسط گالیله (1642-1564) کشف شدند، قمرهای گالیله‌ای نامیده می‌شوند. سیاره مشتری دارای بزرگترین قطر و بیشترین جرم در میان تمام سیارات منظومه شمسی است. استوای مشتری 11 برابر استوای زمین است. این سیاره سریعتر از سایر سیارات به دور خود می چرخد. دوره چرخشی مشتری نصف دوره چرخشی زمین است. 


 
 
نویسندگان
پیوندها
آخرین مطالب
 
 
 
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران